واکاویِ «مکتب کرمانشاهی»؛ چگونه یک گنجینهی زنده بشری، اعمال یداوی کشورش را جهانی کرد؟ در میانهی هیاهوی تکنولوژیهای پزشکیِ رو به رشد و توسعه درمانهای میتنی بر هوش مصنوعی ، بازگشت به تجربه عملی و «دستان» به عنوان ابزارِ اصلیِ تشخیص و درمان، بیش از پیش اهمیت یافته است. حاج روحالله محلوجی کرمانشاهی، استاد اعمال […]
واکاویِ «مکتب کرمانشاهی»؛ چگونه یک گنجینهی زنده بشری، اعمال یداوی کشورش را جهانی کرد؟
در میانهی هیاهوی تکنولوژیهای پزشکیِ رو به رشد و توسعه درمانهای میتنی بر هوش مصنوعی ، بازگشت به تجربه عملی و «دستان» به عنوان ابزارِ اصلیِ تشخیص و درمان، بیش از پیش اهمیت یافته است. حاج روحالله محلوجی کرمانشاهی، استاد اعمال یداوی و ماساژ های سنتی ایران، نه تنها یک درمانگر، بلکه راویِ یک تاریخِ شفاهیِ زنده است. او که متولد 1309 در کرمانشاه است در سال ۱۴۰۴ به عنوان «گنجینه زنده بشری» برگزیده شد، و در این سفر زنگی خود را به عنوان نمادی از استمرارِ سنتی که قرنها در اقلیم زاگرس پرورش یافته است تثبیت کرد. اما قصهی حاج روحالله، محدود به مرزهای ایران نیست؛ او به پدیدهای بینالمللی بدل شده است که دانشِ کهنِ اعمال یداوی ایرانی را به زبانِ مشترکِ بیماران در چهارده کشور جهان ترجمه کرده است.

تبارشناسیِ یک مکتب، اعمال یداوی کرمانشاهی در دستانِ یک استاد
اعمال یداوی در فرهنگِ سنتی ایران، تنها یک مهارتِ فنی نیست؛ بلکه دانشی مبتنی بر «درکِ پویشِ بدن» است که در خانوادههای خاص، سینه به سینه منتقل میشد. حاج روحالله، استمرار چندین نسل تجربه خاندانی است که الان دهه ها است، ادامهدهندهی این زنجیرهی نامرئی اما استوار است. او بیش از هفت دهه است که با تکیه بر اصولی که از پدرانش آموخته، به اصلاحِ ناهنجاریهای اسکلتی-عضلانی میپردازد.
چرا جهان به این «مکتب» نیاز دارد؟
شاید پرسشِ اصلی این باشد که چگونه یک درمانگرِ محلی توانسته از ۱۴ کشور خارجی، تقدیرنامههای رسمی دریافت کند؟ پاسخ در یک واژه نهفته است: «بازگشت به ریشهها».
بیماران در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، پس از سالها درگیری با داروهای مسکن و نوبتهای طولانیِ جراحی، گاهی با بنبستهای درمانی مواجه میشوند. روشِ استاد محلوجی، که مبتنی بر «اعمال یداوی»، «ماساژهای تخصصی» و استفادهی حداقلی از روغنهای گیاهیِ بومی است، برای این دست از بیماران، دریچهای به سوی بهبودیِ غیرتهاجمی گشوده است.
این ۱۴ تقدیرنامه، تنها لوحهای افتخار نیستند؛ بلکه «گواهیهای بالینیِ» غیررسمیاند که از سوی جامعهی بیماران بینالمللی صادر شدهاند. آنها نشان میدهند که ساختارِ مفصلی و عضلانیِ انسان، فارغ از نژاد و جغرافیا، به فشارهایِ اصولی و اصلاحاتِ یداوی پاسخِ مشابهی میدهد. استاد محلوجی با این کار، به نوعی «دیپلماسیِ سلامت» دست زده است؛ جایی که نام ایران نه با سیاست، بلکه با «شفابخشیِ اصیل» در اذهانِ نخبگان و بیمارانِ سایر ملل پیوند میخورد.

مرورِ جزئیاتِ برخی برگهایی از کارنامهی درمانهای بینالمللی از این تقدیرنامه ها، عمقِ کارآمدی این مکتب را در مواجهه با پروندههای دشوار نشان میدهد در سال ۱۹۶۵گروهبان جیمز وسترلینگ از ارتش آمریکا گزارش میدهد که پس از ۴ ماه ناتوانی حرکتی و ۳ ماه گچ گرفتن پا، در حالی که دیگران از درمان او ناامید بودند، تنها طی ۴ روز توسط استاد محلوجی به بهبودی کامل رسید و توانست به درستی راه برود و به همین دلیل برای تشکر متنی را به ایشان تقدیم کرد.
اما این موضوع به همین جا ختم پیدا نکرده بلکه سفارت هخانه های مختلف نیز به ایشان مراجعه کرده اند. مقامات دیپلماتیک کشورهای الجزایر و مالزی در تقدیرنامههای خود به صراحت ذکر کردهاند که پس از سالها درمان بینتیجه در پیشرفتهترین کلینیکهای فرانسه، عربستان سعودی و مالزی، تنها با متدهای دستی این مکتب درمان شدهاند . مدیر اتاق بازرگانی یوگسلاوی (۱۹۹۰) و معاون وزیر مسکن عراق (۲۰۱۹) در اسناد رسمی خود تایید کردهاند که در حالی که جراحی فوری برای دیسک کمر و سیاتیک آنها تجویز شده بود، بدون نیاز به تیغ جراحی و تنها با روشهای یداوی استاد محلوجی درمان شدند .
اما نقطه اوج این مسیر، تثبیت علمی در تراز جهانی۲۰۲۰ و تبدیل تجربه به دانش کلاسیک بود که منجر به انتشار مقاله پژوهشی در مجله معتبر Pharmacy Practice گشت؛ مطالعهای که به صورت آماری، اثربخشی این سبک از ماساژ سنتی ایرانی را بر کاهش درد و بهبود عملکرد فیزیکی بیماران مبتلا به آرتروز زانو ثابت کرد .

پارادایمِ درمانِ کلنگر (Holistic) در برابر نگاه جزء نگر
در نظامِ جزء نگر مدرن، اغلبِ آسیبها به صورتِ «منفرد» نگریسته میشوند؛ اما مکتبِ کرمانشاهی بر «کلیّتِ بدن» تمرکز دارد. او روزانه بیش از ۲۰۰ بیمار را ویزیت میکند؛ حجمی که حتی برای یک کلینیکِ مجهز نیز خیرهکننده است. اما تفاوت در اینجاست که او نه در پیِ «مدیریتِ درد» با دارو، بلکه در پیِ «اصلاحِ مکانیکیِ عاملِ درد» است.
در نظامِ فکریِ او، روغنهای گیاهی تنها یک مادهی افزودنی و یا معطر نیستند، بلکه واسطههایی برای تسهیلِ حرکاتِ اصلاحی و کاهش التهابهای بافتیاند. این رویکردِ «کمهزینه و کمعارضه»، دقیقاً همان چیزی است که سازمان جهانی بهداشت نیز در سالهای اخیر بر آن تأکید دارد؛ یعنی استفاده از ظرفیتهایِ بومی برای کاهش بارِ هزینههای سلامت.
رویایی برای فردا؛ کلینیکی در ابعادِ جهانی و گنجینهای که باید قدر دانست
با وجودِ شهرت و تقدیرنامههای بینالمللی، دغدغهی اصلیِ استاد محلوجی همچنان «خدمت» است. ویزیتِ رایگانِ بیمارانِ کمبضاعت، نه یک ژستِ نمادین، بلکه سبکِ زندگیِ اوست. او در آستانهی نود و چند سالگی، رویاپردازِ ساختِ یک کلینیکِ تخصصیِ جامع برای طب سنتی است؛ فضایی که نه تنها محلی برای درمان، بلکه مرکزی برای تحقیقات و آموزشِ این مکتب باشد.
این آرزو، که حدود دو دهه است در ذهنِ او میچرخد، میتواند پتانسیلهای توریسمِ درمانی (Health Tourism) را در منطقه تقویت کند. اگر بخشی از خانه یا مرکزِ درمانیِ او به شکل استانداردِ بینالمللی تجهیز شود، ظرفیتِ پذیرشِ بیمارانِ خارجی به مراتب بیشتر شده و «مکتب شکستهبندی کرمانشاهی» میتواند به یک الگوی آموزشی برای جوامعِ علمیِ دنیا تبدیل شود.
روحالله محلوجی کرمانشاهی، ستارهای است که در سپهرِ طب سنتی ایران میدرخشد. او به ما میآموزد که برای «جهانی شدن»، لازم نیست لزوماً از روشهای مدرن پیروی کرد؛ گاهی کافی است به اصالتِ دستهایمان بازگردیم، به دانشِ اجدادمان اعتماد کنیم و آن را با دقتی عالمانه به جهان عرضه کنیم.
حفاظت از این «گنجینه زنده»، تنها نگهداری از یک شخص نیست؛ بلکه پاسداری از بخشی از حافظهی تاریخیِ دانشِ پزشکیِ ایران است. امروز، نوبتِ مسئولان و نهادهایِ علمی است که با حمایت از آرزوی او برای تأسیس این بیمارستانِ تخصصی، به این میراثِ بزرگ، جانی دوباره ببخشند. نام او، نه در صفحاتِ تاریخ، که در دعایِ هزاران بیماری که با دستانِ او دوباره ایستادند، جاودان خواهد ماند.





